شاید وقتی دیگر

 

 

 

خسته ام


از زندگی  ، از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

تن خسته ، سوی خانه ، دل خسته می کشم
وایا ! از این حصار دل آزار خسته ام

دلگیرم از خموشی تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت " یار تو هستم " ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار  خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام


محمد علی بهمنی

 

با تشکر از همراهان مهربان

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدعلی رضایی

سلام خوب وخوش وسلامتی امید وارم هر جا که هستی سرحال وخرم باشی[گل][گل][گل] پستت هم جالب ومفید بود دست مریزاد[گل][گل][گل] یه گلایه کوچیک از یه دوست قدیمی چرا مطلب جدید می نویسی خبر نمی دی[گل][گل][گل] به هر حال یه طوری خبرم کن وخیلی هم دوست دارم از نظرات ارزش مندت استفاده کنم[گل][گل][گل] دعا می کنم همیشه وهمه جا شاد باشی وامیدوار و.... عاقبت بخیر [گل][گل][گل] آمین

نرگس

چراخسته؟؟؟ مامنتظرعكسيم! آپم

مهدی

سلام شما در وبلاگ جهانشناسی لینک شدید. [گل][گل][گل]

سعید مطوری /مهرگان

سلام خانم جلیلوند عزیز مهرگان با شعری متفاوت و سپیدی به نام چشمانت به روز شد منتظر حضور گوهر بارتان هستم.[گل]

شجاعی

بسیار زیباست . با چند کار جدید بروزم

سعید مطوری /مهرگان

سلام خانم جلیلوند عزیز مهر گان با شعر تقدیم به جناب ناصر ندیمی به پاس برگزاری نخستین همایش منطقه ای شعر "بهار آبادان" به روز شد ومنتظر حضور گوهر بارتان هستم.[گل]

احسن احمدی

سلام به مناسبت سال نوآپ هستم حتماتشریف بیاریدخوشحال می شوم سال نوبرشمامبارک[گل]

احسن احمدی

سلام به مناسبت سال نوآپ هستم حتماتشریف بیاریدخوشحال می شوم سال نوبرشمامبارک[گل]