امد و رفت - عکسهایی از امید امیدواری

 

عکس هایی از دوست عزیز عکاس هنرمند =   امید امیدواری

http://1photo.persianblog.ir/

سفر به خیر
 به کجا چنین شتابان ؟
 گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
 همه آرزویم اما
 چه کنم که بسته پایم
 به کجا چنین شتابان ؟
 به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
 برسان سلام ما را

شفیعی کدکنی

 

 

 

 

 

 

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید امیدواری

سلام خانم جلیلوند... به خاطر اینهمه محبت سپاسگزارم.... [گل][گل][گل]

معلمی از جنس پائیز

بـرايـم كـــوچ از ايـنـجــــا مـقـدّر نـيـسـت ، مي‌داني كـه بـا ايـن بـال پـروازم مـيـسّـر نـيـست ، مي داني زمـان ، روز مـرا شـب كرد و شـب را روز ، پـي‌در‌پـي گـذشـت ايـّام و فرصـت تا بـه آخر نيست ، مي‌داني سپـيـدي بـر سيـاهي غالب آمد ، چشـم را ، مـو را بـغـيـر از انـتـظــارم ، راه ديـگـر نـيـسـت ، مي‌دانـي تــوهـّـم بــود بـسـيـاري از آنـچــه اتـّفـاق افـتــــــــاد حقيقت هم كه باشد ، جاي باور نيـست ، مي‌داني تـغـافـل دشـنـه هـای دوستـي بـر گـــُرده مـي‌كـارد زبـان طـعـنـه از شـمشـيـر كـمتـر نيست ، مي‌داني قـلـم هـر لـحـظـه مي‌آیــد كـه بـنـويـسـد حقـايق را ولـي ايـمـن ز پـاسخـهاي خنجـر نيست ، مي داني دلـــــــــم لــبــريـز از خـون غـزل هاي تـب‌آلود است و چيـزي جـز خيـالي تـلخ در سر نيست ، مي‌داني محمد علی آل مجتبی[لبخند]

معلمی از جنس پائیز

مـا را بـبـیـن شـتـابـان از کـوچـه می‌گــریــزیــم از شـهـر ، از خـیــابـان ، از کـوچـه می‌گـریـزیـم از دسـت عشـق سـارا ، تــا او نـدیـــــده مـا را از خـانـه تـا دبـسـتــان ، از کـوچـه می‌گـریـزیـم ایـن خـانـه سـیـب دارد ، حـسّــی غـریـب دارد مـا بـا فـریـب شــیـطـان از کـوچـه می‌گـریـزیـم دنـیـای خـالی مـا ، رؤیـای کـودکــیــهــــاسـت بـا یـک نـگاه حـــیـــران از کـوچـه می‌گـریـزیـــم مـا اهـل درد بــودیـم ، روزی کــه مــرد بــودیــم اکـنـــون شبـیـه طـفـلان از کـوچـه می‌گـریـزیـم بـر ایـن سـر دو راهـی جـز مـرگ نیـست راهی امـا بـبـیـن هـراســـان از کـوچـه می‌گـریـزیــم دریــادلان گـذشـتـنــد از پــــــــــرتـــگاه ، امــا «مـا بـا صـدای بـاران از کـوچـه می‌گـریـزیــم» محمد علی آل مجتبی[گل]

معلمی از جنس پائیز

با باد آمده بودی یا باران چشمانم را سپردم به دریا پا هایم را به صخره و تاب خوردم بر سایه‌های گیاه خیس می‌شوم تا خشک زاده نشده باشم و درد بـتـابـد زانوان بغل گرفته‌ی ماه و راه بیافتم خواب‌های کودکیم را بگردم ، بگردم «پس ‌کوچه» های مدرسه دنبال بال خشک شده‌ی سنجاقکی پشت صفحه‌ی «کوکب‌خانم» و دور بزنم سیزده بار مشق های ننوشته‌ام را محمد علی آل مجتبی[گل]

معلمی از جنس پائیز

حالا به بار نشسته ـ بی باران ـ در خشک روز ترین سایه زیر ازدحام ابـــــر و دست تکان می‌دهم برای بـــاد تا گمان کنند چشمانت هنوز می لرزم و می‌لرزند پا هایم ـ در هجوم سنگ ـ محمد علی آل مجتبی[گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام فریده مهربان عصرتون بخیر خوبید؟ ممنونم از سر زدنهای همیشگیتون که باعث قوت قلب است[لبخند]

kamijoni=2khijoni

آپمو حتما بخون...به خاطر خودت میگم آپمو حتما بخون...به خاطر خودت میگم kamijoni-_-_-_-_-_-_-_2khijoni betereki -_-_-_-_-_-_- 2khijoni [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ همه پولدار شدن جا نمونی..ترکونده آپه.بدو ♥ [بوسه] ♥ ♥ [بوسه] ♥ kamijoni-_-_-_-_-_-_-_2khijoni betereki -_-_-_-_-_-_- 2khijoni [نیشخند][نیشخند]

آرزو اولیازاده

سلام مهربان چه سلیقه ای.خیلی قشنگه دست عکاس عزیز درد نکنه.با دیدن عکسها به این نتیجه رسیدم که ما یم دنیا نداریم هزاران هزار دنیا به اندازه آدمها داریم شاد باشی مهربان لاله واژگون[قلب][قلب][گل]

معلمی از جنس پائیز

جز مرگ در مقابله با او ندید تیغ پس خنجرانه پشت سرش می خزید تیغ خون یک پرنده بود که وقتی خلاص شد اول به سجده رفت همین که درید تیغ یا تیغ می کشید و فقط حرف صلح بود یا وقت صلح بود و فقط می شنید تیغ هفتاد زخم پنجره را بسته دید جان تا این که یک دریچه ی بهتر کشید تیغ دیگر حماسه مرد خودش گفت و گریه کرد بر قهرمان معرکه های فقید تیغ از آفتاب [؟] سراغ نگیرید بعد از این روی تمام پنجره ها خط کشید تیغ محمد علی کعبی [گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام فریده عزیز شبتون زیبا دوست مهربانم بازم اومدم و عکسهای زیبا را دیدم[لبخند]