شادی هم باشد

 

Wedding Ceremony of 30 Couples

Simultaneous with the wedding anniversary of Imam Ali (A) and his wife Fatima (S), the ceremony for the wedding of 30 couples was held by the support of Welfare Committee as well as Bisij Resistance force Ministry
/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

سلام وعرض ادب عذر تقصیر جهت تاخیر با آرزوی بهترین روزهاوشبها برای شما دوست محترم[گل][گل]

فرزاد

مهربانی سوزنی در دست گیرو بانخی ارزان بدوز خند ه ای را بر لبش * او که می دوزد نگاهش رابه در نیست حتی یک ستاره در شبش * یا گلی زیبا بکش در دفترت هدیه اش کن تا گذارد بر سرش * دست هایش را بگیر * او یتیمی بی پناه است او که می گرید برای مادرش ... فریبا شش بلوکی

معلم تنها

و در هراس شب ِ دم به دم ظلمت افزا هر گوشه صد هیکل هیبت آور هویدا آنگه که دیری ست دیگر از راه و یراه ، چون امن و تشویش یک رشته گم گشته ، صد رشته پیدا. و مرد ِ آشفته ی رفته هر سوی صد بار گشته ست نومید و غمگین از عشوه و غمز ِ صد کورسوی دروغین - ای ناگهان در پس ِ تپه ی وحشت و یأس آن شعله ی راستگوی نشانی ! ای واحه ی زندگی ، خیمه ی مهربانی! بعد از چه بسیار دشواری ِ تلخ و جانکاه شیرین و بی منت آسایش رایگانی! تو نوش ِ آسایشی، ناز ِ لذت تو راز ِ آن، آن ِ جان و جمالی ای خوب ، ای خوبی ، ای خواب تو ژرفی و صفوت ِبرکه های زلالی یک لحظه ی ساده و بی ملالی ای آبی روشن ، ای آب .... [لبخند]

معلم تنها

سلام فریده مهربون شبتون بخیر چه عکسهای زیبایی بود همیشه بشادی باشید دوست خوبم[لبخند]

معلم تنها

نمی توان به جایی گریخت حقیقت زیر چتر عادت پنهان است حال که نه فرار دردی را دوا می کند و نه قرار باید بر مدار صبر سماعی مردانه کرد ناهید عباسی[لبخند]

معلم تنها

سلام و صبح بخیر بر مهربانم مرسی از الطافتون دوست خوبم[لبخند]

معلم تنها

خدایا جان من آخر به لب آمد نه روزم صبح امید است نه نجوای قریبم در سکوت شب آمد خدایا عاقبت این چیست؟ این پستی این مداوم سستی و مستی این سراسر رنجش هستی خداوندا تو خود رسوائیم دانی دوایم را تو خود خوانی نمی گیری به رسم دوستی بسویم عاقبت دستی؟ به جان من بگو هستی بگو هستی... سبحان معظمی

معلم تنها

آرزویم این است که بخوانم از دوست که فغانم از اوست همه درد و ذکر و آرزویم از اوست آینه می گوید در کنارم هیچ است روبرویم گویی جاده ای پر پیچ است لحظه هایم پوچ است این دل خستهء من در خیال کوچ است خانه اش پر شده از همهمه و درد و فغان زمزمه ها می سازد به امید و به گمان که برون آورد آن را زخیال و ز نهان زمزمه می گوید زندگی تاریک است رشته های الفت اندکی باریک است نکند بی علت رشته ها باز شود زمزمه ها بی امید راز ناساز شود زمزمه می گوید در درونم موج است مرغک بیچاره در خیال اوج است بر امید پرواز می کند پرها باز که شود در ها باز که کند زمزمه ای دیگر ساز بار دیگر امید زمزمه ای دیگر را به وجود خسته ام باز دمید زندگی ساختن زمزمه هاست زندگی خواستن است سبحان معظمی[لبخند]

معلم تنها

سلام فریده جان شب بر شما دل انگیز منم ازتون کمال امتنان را دارم که منو فراموش نمی کنید[لبخند]